آخرین اخبار : 

آشنايي با فرماندهان ارشد نظامي

سید حسن فیروزآبادی در سال ۱۳۳۰ در روستای مال آباد مشهد مقدس به دنیا آمد

وی در خانواده‌ای مذهبی و از پدر و مادری که اهل فیروز آباد میبد یزد بودند متولد شد.

فیروزآبادی دوران تحصیلات ابتدایی را در محلات و مدارس شرق مشهد گذراند و دوران دبیرستان را در دبیرستان نصرت الملک ملکی که پس از پیروزی انقلاب شهید مصطفی خمینی نام گرفت تحصیل کرد.

وی از سال ۱۳۵۰ با  افکار امام خمینی (ره) آشنا شد و توفیق تقلید از مرجعیت فقهی ایشان را پیدا کرد و  در سال ۱۳۵۰ وارد دانشگاه علوم پزشکی مشهد شد.

وی رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام  است.

سوابق انقلابی سید حسن فیروزآبادی:

  • دستگیری و زندانی شدن در پادگان مشهد بوسیله عوامل ساواک
  • شرکت در کلاس‌های درس  آیت الله خامنه‌ای در مسجد امام حسن (ع) مشهد
  • مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی در دانشگاه مشهد

سوابق پس از  پیروزی انقلاب اسلامی:

  • عضو هیات موسس جهاد سازندگی خراسان
  • مسوول هیات واگذاری زمین شمال خراسان
  • فارغ  تحصیل رشته دامپزشكي از دانشگاه مشهد و عضو هیات علمی دانشگاه تهران
  • مسوول جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۰ با حکم شهید رجایی
  • عضو شورای مرکزی جهاد سازندگی کشور در سال ۱۳۶۱ با حکم مهندس میر حسین موسوی
  • معاون امور دفاعی نخست وزیر در سال ۱۳۶۴
  • جانشین نخست وزیر در قرار گاه خاتم (ص)
  • مسوول ستاد امداد و درمان جنگ
  • مسوول امور پناهگاهها و دفاع غیر عامل و پدافند ش. م . ه .
  • دبیر کمیسیون مهندسی صنعتی جنگ دولت و مسوول کمیته ساخت موشک زمین به زمین
  • مسوول کمیته تحقیقات مهندسی صنعتی جنگ و صدها طرح صنعتی و موشکی
  • جانشین رییس ستاد فرماندهی کل قوا
  • رییس ستاد کل نیروهای مسلح از  سال ۱۳۶۸ تا کنون  با حکم مقام معظم رهبری
  • نائل شدن به درجه سر لشکر بسیجی از سوی فرماندهی کل قوا
  • عضو شورای عالی امنیت ملی از بدو تاسیس تا کنون
  • عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
  • عضو بسیج مستضعفین و خادم آستان قدس رضوی (ع)

سوابق علمی و پژوهشی:

  • عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
  • عضو هیات علمی دانشگاه  علوم پزشکی بقیه الله
  • رییس هیات امنا ی دانشگاه عالی دفاع ملی
  • عضو هیات تحریریه مجله علمی کوثر
  • آشنا به زبانهای عربی و انگلیسی
  • تالیف مقالات پژوهشی در زمینه های  دینی و انقلابی
——————————————–
سید عطاءالله صالحی فرمانده كل ارتش :
سید عطاءالله صالحی، در سال ۱۳۲۸ دیده به جهان گشود.

وی پس از دوره متوسطه و اخذ دیپلم، در سال ۱۳۴۶ وارد ارتش شد و در سال ۱۳۴۹ با رسته توپخانه از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شد.

سرلشکر عطاء الله صالحی از جمله فرماندهان دلاور ارتش در دوران جنگ تحمیلی است و در سال ۸۴ به سمت فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شده است.

امیر صالحی که عضو هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی است، پس از استعفای امیر سرلشکر محمد سلیمی در ۲۰ شهریور ۱۳۸۴ با حکم رهبر معظم انقلاب به عنوان فرمانده کل ارتش منصوب شد.

تشکیل نیروی مستقل پدافندی با مسئولیت ارتش و نیز ساخت تجهیزات مدرن دفاعی همچون جنگنده صاعقه، ناوشکن جماران، انواع زیردریایی و تانک از جمله نقاط درخشان مسئولیت سرلشکر صالحی است.

تدوین طرح های راهبردی چون حضور شناورهای ایرانی در خلیج عدن و دریای مدیترانه از جمله مصادیق نگاه راهبردی این فرمانده ارشد نیروهای مسلح است.

وی در جریان انقلاب اسلامی در کنار شهید سرافراز صیاد شیرازی در درون ارتش با رژیم پهلوی مبارزه کرد و نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساماندهی کمیته‌های انقلاب اسلامی اصفهان با شهید بابایی همکاری کرد.

سرلشکر صالحی طی سال‌های دفاع مقدس نیز در کنار شهید صیاد شیرازی حضور داشت و یگان‌های رزمی کوچک ارتش در مناطق عملیاتی را فرماندهی می‌کرد.

همچنین در سوابق فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، فرماندهی مرکز آموزش درجه‌داری ارتش و فرماندهی دانشگاه افسری ارتش طی دو دوره به چشم می‌خورد.

فرماندهی لشکر ۷۷ خراسان، فرماندهی لشکر ۵۸ ذوالفقار، فرماندهی قرارگاه شمال شرق کشور و معاونت آموزش ستاد فرماندهی کل قوا از دیگر سوابق صالحی است.

آخرین مسئولیت سرلشکر صالحی قبل از تصدی فرماندهی ارتش، تصدی معاونت‌های نیروی انسانی و بازرسی در ستاد کل نیروهای‌ مسلح بود.

روایت سرلشکر صالحی از ارتباطش با مقام معظم رهبری

همچنین از دیگر نکات جالب در زندگی نامه سرلشکر صالحی، روایتش از ارتباط با مقام معظم رهبری است که پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای آن را منتشر کرده است.

در قسمتی از روایت به نقل از سرلشکر صالحی آمده است:

در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی که ارتش کمابیش ضعیف‌تر از قبل شده بود، به‌ تدریج این خطر احساس شد که احزاب و گروه‌ها اقدام به تشکیل حلقه‌های نظامی کنند و پیش از آنکه انقلاب اسلامی موفق به طراحی و معرفی یک الگوی منسجم نظامی شود، این گروه‌ها وارد عمل نظامی شوند. البته حضرت امام رحمت‌الله به ارتش توجه داشتند و پیام می‌دادند، اما در خود بدنه‌ ارتش باید کسانی این دستورها را اجرا می‌کردند.

نیروهای انقلابی در ارتش آن زمان دوگونه بودند؛ یکی، نیروهای انقلابی که در سمت‌های فرماندهی بودند. حضرت آقا هم در جلسات و هم از طریق دفتر مشاورت حضرت امام رحمت‌الله که در ستاد مشترک مستقر بود، با این افراد ارتباط داشتند. علاوه بر این، در ارتش یک بدنه انقلابی هم حضور داشت که از پایین شکل گرفته بود و با افراد و گروه‌های مشابه خود در شهرهای مختلف ارتباط برقرار کرده بود و جلساتی هم داشتند، اما چون قدرت اجرایی نداشتند، نتیجه‌ جلسات خود را باید به تهران می‌رساندند یا با افراد واسطه‌ای ارتباط می‌گرفتند که نظرات آنها را به گوش امام رحمت‌الله برسانند.

البته این مشکل در برخی ارتباط‌ها پیش می‌آمد که بخش بسیاری از مطالبی که ما می‌خواستیم بگوییم و استدلال‌هایی که برای آنها می‌آوردیم، جنبه تخصصی داشت و به همین دلیل اگر آن شخصیت واسطه غیرنظامی بود، نمی‌توانستیم آن مطالب را درست به او منتقل کنیم. بنابراین گاهی پیش می‌آمد که یک ساعت صحبت می‌کردیم، اما نتیجه کاملا خلاف آن چیزی بود که می‌خواستیم.

شخصیت حضرت امام رحمت‌الله در اداره‌ انقلاب یک شخصیت بی‌همتای جانشین معصوم علیه‌السلام بود و ما در جایگاهی نیستیم که درباره‌ چگونگی ایشان نظر بدهیم، اما اداره جنگ در صحنه‌ رزم نیازمند روش‌هایی است که به‌اصطلاح می‌گویند روش‌های میدانی. آن روش میدانی را فقط یک نفر جبران می‌کرد و آن هم حضرت آقا بود. ایشان در عرصه‌ نظامی، تصمیم‌سازی را به‌خوبی به تصمیم‌گیری وصل می‌کرد و این امتیاز برجسته ایشان بود. ارتباط بدنه‌ انقلابی ارتش با ایشان برای پیشبرد امور جنگ برکات فراوانی را به بار آورد.

در همین اثنا بود که به‌ تدریج آشنایی حضرت آقا با بدنه‌ ارتش تقویت شد. مسئولیتی که به حضرت آقا واگذار کرده بودند و توجهی که ایشان به ارتش نشان می‌دادند و استعدادی که در برقراری این رابطه داشتند، سبب شد تا ارتباط ایشان با بدنه‌ ارتش و نظامیان به طرز چشمگیری گسترش یابد. با اولین تماس‌های ایشان با ارتش، علقه‌های محبت بین دو طرف ایجاد شد و این مسئله برای نظامیان اهمیت بسیاری داشت

——————————————-
احمدرضا پوردستان فرمانده نيروي زميني :

احمدرضا پوردستان (زاده ۱۹۵۶ مسجدسلیمان) از امرای ارتش است که از سال ۱۳۸۷ بعنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌نماید.[۱] وی پیش از این در سمت‌هایی چون ریاست دانشگاه افسری امام علی و فرمانده ارشد ارتش در استان‌های فارس و کهگیلویه و بویراحمد فعالیت داشته‌است.

پوردستان ۱۰۰ ماه سابقه حضور در مناطق عملیاتی، در جریان جنگ ایران و عراق را داشته که عمده آن در لشکر ۹۲ زرهی خوزستان بوده‌است.[۲] وی در فاصله سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ با درجه سرهنگ تمام، فرماندهی تیپ ۲۵ تکاوران ممتاز شمال‌غرب نزاجا را بر عهده داشت. همچنين وی ۱۰۰ ماه سابقه حضور در مناطق عملیاتی در جریان جنگ ایران و عراق را داشته که عمده آن در لشکر ۹۲ زرهی خوزستان بوده‌است. ایشان در سالهای ۱۳۷۸و ۱۳۷۹ با درجه سرهنگ تمام فرماندهی تیپ ۲۵ تکاوران ممتاز شمالغرب نزاجا را بر عهده داشتند.

حکم انتصاب امیر پوردستان به سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش توسط رهبر معظم انقلاب

به پیشنهاد فرمانده كل ارتش و نظر به حسن سوابق و تجارب، شما را به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب می كنم. انتظار می رود با بكارگیری عناصر مؤمن و كارآمد نیرو، زمینه های لازم برای ارتقاء توان رزم و نوآوری و شكوفایی استعدادها و امكانات و تجهیزات موجود را فراهم سازید. از تلاشهای ارزنده امیرسرتیپ دادرس در دوره تصدی این مسئولیت تشكر و قدردانی می كنم.
توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.

سیدعلی خامنه ای

۴/شهریورماه/۱۳۸۷

فرماندهان قبلي نيرو :

  • ولی‌الله فلاحی
  • قاسم علی ظهیرنژاد
  • علی صیاد شیرازی
  • حسین حسنی سعدی
  • عبدالله نجفی
  • احمد دادبین
  • عبدالعلی پورشاسب
  • ناصر محمدی‌‌فر
  • محمدحسین دادرس
  • احمدرضا پوردستان
——————————————–
فرزاد اسماعیلی فرمانده قرارگاه پدافند هوايي كشور:
فرزاد اسماعیلی سال ۱۳۵۰ در شهرستان رودسر از توابع استان گیلان، در یک خانواده فرهنگی دیده به جهان گشود.

وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرستان لاهیجان به پایان رساند و در خردادماه سال ۱۳۶۸ موفق به کسب مدرک دیپلم در رشته ریاضی فیزیک گردید و در آزمون سراسری همان سال شرکت نمود و در رشته‌های مختلف از جمله مهندسی کشتی وزارت بازرگانی و مهندسی مکانیک صنایع دفاع و مهندسی تکنولوژی فرماندهی و کنترل رشته کنترل شکاری دانشگاه هوایی پذیرفته شد.

اسماعیلی با توجه به علاقه‌ای که به حرفه نظامی‌گری داشت، رشته مهندسی تکنولوژی فرماندهی و کنترل دانشگاه هوایی را انتخاب کرد و سال ۱۳۶۸ وارد دانشگاه هوایی شد و در سال ۱۳۷۲ در این رشته با دریافت مدرک کارشناسی.

وی در سال ۱۳۷۳ به گروه پدافند هوایی دزفول منتقل و به ‌عنوان افسر آموزش ارزیابی عملیات رادار و جانشین رئیس عملیات رادار عهده‌دار مسئولیت شد و در سال ۱۳۸۰ به معاونت عملیات فرماندهی پدافند هوایی منتقل و رئیس دایره تمرینات مدیر آموزش عملیات شد.

اسماعیلی در سال ۱۳۸۲ به گروه پدافند هوایی آبدانان منتقل و در این گروه در مشاغل مختلف از جمله جانشین سایت رادار، فرمانده سایت، معاون عملیات گروه و جانشین گروه منصوب گردید و با انتقال به معاونت عملیات نهاجا در سمت مدیر ارزیابی عهده‌دار مسئولیت شد.

وی در سال ۱۳۸۷ به معاونت عملیات قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا (ص) منتقل و در سمت مدیر رادار عهده‌دار مسئولیت گردید و از سال ۱۳۸۸ تا تاریخ ۱۶/۶/۸۹ جانشین فرماندهی اطلاعات و شناسایی را به عهده داشت.

اسماعیلی همچنین سمت فرماندهی منطقه پدافند هوایی مرکزی(اصفهان) را در کارنامه خود دارد.

وی در سال ۱۳۸۱ دوره عالی رسته‌ای و در سال ۱۳۸۶ دوره کارشناسی ارشد (دافوس آجا) را با موفقیت به پایان رسانده است.

اسماعیلی در سال ۱۳۸۹ بنا به پیشنهاد امیر فرماندهی محترم کل آجا و تصویب مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا، طی حکمی به سمت فرماندهی قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) منصوب شده است.

امیر سرتیپ ستاد کنترل و فرماندهی فرزاد اسماعیلی، دومین فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) آجا می‌باشد.

——————————————–

 

 

 

—————————————–

زندگینامه: حسن شاه‌صفی (۱۳۴۳ – )

دفاع > ارتش – همشهری آنلاین:
حسن شاه‌صفی در سال ۱۳۴۳ در یک خانواده مذهبی و خوشنام در شهرستان دماوند دیده به جهان گشود.

وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در سال ۱۳۶۱ در نیروی هوایی ارتش استخدام و پس ازگذراندن دوره‌های مربوطه در دانشکده خلبانی با درجه ستواندومی فارغ‌التحصیل شد.

شاه‌صفی پس از آن به عنوان خلبان هواپیمای شکاری در پایگاه‌های مختلف نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مشغول به فعالیت شد.

وی در سال ۱۳۷۵ دوره عالی رسته‌ای و در سال ۱۳۷۸ دوره فرماندهی وستاد را در دانشکده دافوس ارتش با موفقیت به اتمام رساند.

شاه‌صفی به عنوان یکی از خلبانان جوان و تربیت شده در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در کلیه ماموریتهای محوله با انگیزه و علاقه بسیار شرکت کرد و پس از اتمام جنگ تحمیلی نیز در ماموریتهای گشت هوایی، اسکرامبل حقیقی، رزمایشهای مشترک، رژه هوایی و پروازهای تست و اورهال هواپیما حضورداشت.

وی همچنین به امر تعلیم و تربیت خلبانان جوان و تهیه و تدوین طرح‌های عملیاتی نیز اهتمام ورزیده است.

شاه صفی به‌دلیل لیاقت و شایستگی در طول خدمت جمعا به مدت ۲ سال ارشدیت، ۳ مورد تشویق در دستور نیرو، ۱۳ مورد تشویق در دستور یگان و یک مورد تقدیر کتبی مفتخر و به دلیل ارائه مدیریت صحیح و اصولی در طول خدمت بارها مورد تشویق قرار گرفته است.

زندگینامه: سید علیرضا یاسینی

عکس فوق مربوط به دوره آموزشی جمعی از خلبانان نیروی هوایی ایران در پاکستان است. شهید یاسینی که در وسط تصویر قرار دارد به عنوان سرپرست این گروه می‌باشد و حسن شاه صفی نفر دوم سمت راست شهید یاسینی است.

سرتیپ خلبان شاه صفی همچنین در مشاغل حساس و کلیدی از جمله رئیس دایره عملیات تاکتیکی معاونت عملیات نیروی هوایی ارتش، جانشین مدیر عملیات معاونت عملیات نهاجا، جانشین و فرمانده پایگاه چهارم شکاری و همچنین جانشین فرمانده نیروی هوایی ارتش تا کنون انجام وظیفه کرده است.

امیر حسن شاه‌صفی نظر به ابراز شایستگی و بنا به پیشنهاد فرمانده کل ارتش و تصویب فرماندهی معظم کل قوا طی حکمی از تاریخ ۱۰/۶/۸۷ به سمت فرمانده نیروی هوایی ارتش منصوب گردیده است.

 

————————————-

حبیب‌الله سیاری در سال ۱۳۳۴ در نوبندگان فسا دیده به جهان گشود.

وی دارای مدرک تحصیلی دکتری است و و سابقه ۷۵ ماه حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی را دارد. دکتر سیاری همچنین، جانباز ۷۰ درصد می‌باشد.

دکتر سیاری در سال ۱۳۵۳ پس از اتمام تحصیلات مقدماتی به استخدام ارتش درآمد و پس از طی دوره مقدماتی در رسته تکاوری در دانشکده افسری نیروی زمینی به نیروی دریایی مشغول به خدمت شد. درجه نظامی وی دریادار است.

امیر دریادار سیاری دوره‌های کلاه سبزی، دافوس و علوم استراتژیک را در دانشگاه عالی دفاع ملی گذرانده است.

دکتر سیاری پس از آن به ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران منتقل شد و به عنوان جانشین معاون هماهنگ کننده، مشاور نظامی و معاون امور اجرایی و پشتیبانی خدمات رزمی ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران به ایفای نقش پرداخت.

امیر دریادار حبیب‌الله سیاری در سال ۱۳۸۴ به عنوان جانشین فرمانده نیروی دریایی به نداجا بازگشت. وی از مرداد سال ۱۳۸۶ به سمت فرماندهی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شده است.

حبیب‌الله سیاری

مسئولیت‌های امیر دریادار حبیب‌الله سیاری:

  • فرماندهی آموزش تفنگداران دریایی منجیل
  • فرماندهی تیپ یکم تفنگداران دریایی بندرعباس
  • جانشین فرمانده منطقه یکم دریایی
  • فرمانده آموزش تخصص‌های دریایی رشت و منطقه چهارم دریایی نداجا

—————————————

محمدعلی جعفری فرمانده كل سپاه :
فرمانده کل سپاه پاسداران، تاکنون سوابق درخشانی را در بخش‌های مختلف این نیرو به‌جا گذاشته است.

سرلشگر پاسدار محمدعلی جعفری متولد سال ۱۳۳۶ در یزد است که تحصیلات خود تا مقطع دبیرستان را در این شهرستان به پایان رساند.

وی در سال ۱۳۵۶، در رشته معماری در دانشگاه پذیرفته شد و فعالیت‌های سیاسی خود را نیز در همان دوران شروع کرد.

در جریان مبارزات مردم انقلابی تهران، همدوش مردم و دانشجویان در تظاهرات شرکت کرد و در آستانه پیروزی انقلاب نیز دستگیر و به زندان افتاد.

پس از ماجرای انقلاب فرهنگی و بسته‌شدن دانشگاه‌ها، در جهاد علمی دانشگاه به فعالیت ادامه داد و پس از شروع جنگ به عنوان یک بسیجی عازم جبهه‌ها شد و در سال ۱۳۶۰ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

فرمانده جدید سپاه پاسداران به دلیل ضرورت جبهه‌ها تا پایان جنگ به صورت پیوسته و به عنوان فرمانده قرارگاه‌های عملیات غرب و جنوب مشغول خدمت شد که از جمله مسئولیت‌های وی، معاونت عملیات سپاه سوسنگرد و فرماندهی‌ تیپ عاشورا، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف است.

جعفری پس از پایان جنگ برای ادامه تحصیل به دانشگاه مراجعه کرد و در سال ۱۳۷۱ موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته معماری شد.

جعفری همزمان با تحصیل نیز به عنوان، مسئول عملیات ستاد مشترک و جانشین نیروی زمینی سپاه مشغول فعالیت بود و از سال ۱۳۷۱ مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی سپاه را به مدت ۱۳ سال بر عهده گرفت، که در ۵ سال آخر آن، مسئولیت فرماندهی قرارگاه ثارالله تهران نیز بر عهده وی بود.

آخرین مسئولیتی که از سال ۱۳۸۴ تاکنون از سوی فرماندهی معظم‌ کل قوا به وی محول شده بود، راه‌اندازی مرکز راهبردی سپاه بوده است.

——————————
قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:
قاسم سليماني در سال ۱۳۳۵ در روستای کوهستانی و دورافتاده قنات ملک در استان کرمان به دنیا آمد.

وی در ۱۲ سالگی، پس از پایان تحصیـلات دوره ابتدایی، زادگاه خود را ترک کرد و مشغول به کار بنایی در کرمان شد.

چندی بعد به عنوان پیمانکار در سازمان آب مشغول به کار شد و در همان سال‌ها نیز فعالیت‌های انقلابی خود را آغاز کرد.

وی پس از پیروزی انقلاب، به عضویت مجموعه «سپاه افتخاری» که به وسیله پدر شهید قاضی تاسیس شده بود، درآمد.

با شروع جنگ تحمیلی، وی راهی جبهه شد و کمی بعد، فرمانده بسیجی‌های هم‌ولایتی‌اش شد و سپس لشکری از همین بسیجی‌ها تشکیل داد و به لشکر ۴۱ ثارالله شهرت یافت

وی در طول دوران دفاع مقدس، با لشکر تحت‌ امر خود در عملیات‌های زیادی از جمله، والفجر ۸، کربلای ۴، کربلای ۵ و تک شلمچه حضور موثر داشت.

با پایان جنگ، لشکر ۴۱ ثارالله به فرماندهی سردار سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشراری شد که از مرزهای شرقی کشور هدایت می‌شدند.

وی در سال ۱۳۷۶، از سوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی کل قوا، به تهران فراخوانده و مسوولیت سپاه قدس به او سپرده شد.

قاسم سلیمانی پس از دوران دفاع مقدس تا زمانی که به سمت فرماندهی سپاه قدس منصوب شد، با باندهای قاچاق مواد مخدر در نزدیکی مرزهای ایران و افغانستان جنگید.

بدون شک اگر از هر رسانه داخلی و خارجی بپرسند که کدام چهره ایرانی را برای گفت و گو انتخاب می‌کنید، نام قاسم سلیمانی در فهرست آنها خواهد بود.

البته اهالی رسانه خوب می‌دانند که وی اهل مصاحبه نیست. تعجبی هم ندارد، او فرمانده رزمندگانی است که پوزه استکبار را خیلی جاها به خاک مالیده‌اند و آن قدر از دست او کلافه‌اند که مقاماتشان علنی می‌گویند باید او را ترور کرد و او در جواب آن جنجال به جمله‌ای کوتاه بسنده کرد؛ شهادت برایم افتخار است.

اما سکه سکوت قاسم سلیمانی روی دیگری هم دارد. آخرین دوست نزدیک او که آسمانی شد، حاج احمد کاظمی بود. می‌گویند آدم‌ها را به دوستانشان بشناس و حاج احمد هم اهل سکوت بود و هرگز از خود چیزی نگفت. وقتی رفت، دوستش گفت؛ او فاتح خرمشهر بود…

مردان خدا از خود نمی‌گویند که جنگ هنر مردان خداست و جنگ با نفس، شریف‌ترین هنرهاست.

آنچه در ادامه آورده شده، گفت و گویی است که در اولین هفته بزرگداشت دفاع مقدس با برادر قاسم سلیمانی انجام شده و پس از ۲۳ سال به طور عمومی منتشر شده است. عنوانش هم مثل آن روزها خاکی و ساده بود؛ مصاحبه با برادر قاسم سلیمانی فرمانده سپاه هفتم صاحب الزمان.

این شما و این ناشنیده‌هایی از مردی که یک روز کارمند سازمان آب بود و اینک خار چشم صهیونیسم.

زندگینامه: احمد کاظمی

لطفا ضمن معرفی خودتان، مقداری از زندگی خصوصیتان بگویید.

– من قاسم سلیمانی فرمانده سپاه هفتم صاحب الزمان(عج) کرمان هستم. در سال ۱۳۳۷ در روستای قنات نمک از توابع کرمان به دنیا آمدم. دیپلم هستم و دارای همسر و دو فرزند، یکی پسر و یکی دختر، می‌باشم.

قبل از انقلاب در سازمان آب کرمان به استخدام درآمدم، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در اول خرداد سال ۱۳۵۹ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمدم.

فعالیت اجتماعی شما قبل از جنگ چه بوده و ترتیب ورودتان به جنگ چگونه بوده است؟

– با شروع جنگ و حمله عراق به فرودگاه های کشور، مدتی از هواپیماهای مستقر در فرودگاه کرمان محافظت می کردم. دو یا سه ماه پس از شروع جنگ در قالب اولین نیروهای اعزامی از کرمان که حدود ۳۰۰ نفر بودند عازم جبهه‌های سوسنگرد شدیم و به عنوان فرمانده دسته مشغول به کار شدم.

در روزهای اول ورود به جبهه، دشمن را قادر به انجام هر کاری می دانستم، اما در اولین حمله ای که انجام دادیم موفق شدیم نیروهای دشمن را از کنار جاده سوسنگرد تا حمیدیه به عقب برانیم و تلفاتی نیز بر آنها وارد کنیم که این امر باعث شد تصور غلطی که از دشمن در ذهن داشتم از بین برود. یادم می آید که پس از این حمله، شب‌ها وارد مواضع عراقی‌ها می‌شدیم.

دوستی داشتم به نام «محسن چریک» که بعداً به شهادت رسید. حتی برخی مواقع با موتور سیکلت خود را به خاکریزهای عراقی‌ها می‌رساند.

گفت و گویی منتشر نشده از حاج قاسم سلیمانی؛

آن موقع که به جبهه می آمدید فکر می کردید جنگ چند سال طول بکشد؟ آیا مدت هشت سال را انتظار داشتید؟

– در آن موقع این حرف ها مطرح نبود، اما هیچ کس هم انتظار نداشت جنگ در همان سال به پایان برسد. اگر کسی هم می گفت جنگ ممکن است مثلاً شش سال طول بکشد، باور نمی کردیم. ولی در طول جنگ انتظار هشت سال را برای ادامه جنگ داشتیم.

حالت روحیتان را هنگام شرکت در عملیات توضیح دهید.

– شوق و علاقه زیادی به طرح ها و مسائل نظامی داشتم و علاقه مند حضور در جبهه بودم و درست به دلیل همین علاقه بود که با یک ماموریت ۱۵ روزه وارد جبهه شدم و دیگر تا آخر جنگ بازنگشتم.

کدام یک از عملیات ها را به لحاظ شرکت خودتان بهتر می دانید؟

– بهترین عملیاتی که در آن شرکت کردم فتح المبین بود که آن زمان برای اولین بار به ما ماموریت داده شد که تیپ تشکیل بدهیم و من که مجروح هم بودم معاونت فرماندهی محور در جبهه شوش و دشت عباس را به عهده گرفتم. این عملیات از نظر بازدهی برای من بسیار شیرین و خاطره انگیز است، زیرا با اینکه از نظر سلاح بسیار در مضیقه بودیم اما به همت رزمندگان اسلام توانستیم حدود ۳۰۰۰ عراقی را به اسارت درآوریم.

عملیات والفجر هشت نیز گذشته از پیروزی که به دنبال داشت، از لحاظ آماده سازی و سختی هایی که بچه ها متحمل شدند بسیار لذت بخش بود. در این عملیات نقش اساسی به لشگر ثارالله کرمان داده شده بود.

گفت و گویی منتشر نشده از حاج قاسم سلیمانی؛

به عنوان یکی از کارشناسان جنگ وقتی خبر شهادت یکی از همرزمانتان را می شنیدید، چه احساسی به شما غالب می شد؟

– سخت ترین لحظه ها برای کسانی که مسئولیتی در جنگ داشتند، لحظه ای بود که همرزمان یا دوستان آنان به شهادت می‌رسیدند و این امر وقتی شدت بیشتری می یافت که آن شهید سعید به عنوان پایه و ستونی برای جنگ مطرح بود.

هنگامی که باقری و بقایی به شهادت رسیدند احساس کردیم که نقصی در جنگ به وجود آمده است. شهید باقری، بهشتی جبهه بود و کسانی امثال او، اهرم هایی در دست فرماندهان جنگ برای حل مشکلات و رفع فشارهای دشمن بودند.

بعضی مواقع شهادت یکی از فرماندهان به اندازه شهادت یک گردان در من اثر می گذاشت. شهید حاج یونس زنگی آبادی از این گونه افراد بود که امید لشگر ثارالله محسوب می شد. او همیشه مشتاق سخت ترین کارها در جبهه بود.

گفت و گویی منتشر نشده از حاج قاسم سلیمانی؛

 

حضرت امام قدس سره در سخنرانی هایشان درباره جنگ به دو موضوع اشاره داشتند. تفسیر و تعبیر شما با توجه به مشاهدات و تجربیات نظامیتان در مورد این دو موضوع چیست؟

«الف-جنگ یک نعمت است.»
«ب-ما در جنگ ساخته شدیم.»

– جبهه تنها جایی بود که توانست انسان های بهشتی صفت تربیت کند. در طول جنگ هنرهای نهفته جوانان بیدار شد، خلاقیت‌ها آشکار شد، رزمندگان و فرماندهان خلاق و کارآزموده ساخته شدند و خلاصه وحدت و یکپارچگی در ملت ایجاد شد.(منبع: مشرق)

در ایران زیاد او را نمی‌شناسند؛ یعنی تا قبل از اینکه فرمانده بخواهد خودش را از پس سایه‌ها بیرون بیاورد، کسی از او خبر نداشت. همه فقط اسم گروهش را شنیده بودند. سپاه قدس ایران. اما در خارج از مرزهای ایران داستان کمی فرق دارد.

جنگ با داعش چیز باورنکردنی‌ای برای ایران نبود. آنها نزدیک بغداد بودند، بالای کربلا، هم‌مرز با اربیل. شهری نزدیک مرز ایران. همین سه هفته قبل، سایت رسمی دولت، احتمال ورود نظامی ایران به جبهه مبارزه با تکفیری‌ها را بررسی کرده بود.

آنها کیلومتر به کیلومتر، متر به متر، سانتی‌متر به سانتی‌متر به ایران نزدیک‌تر می‌شدند. تهدید کرده بودند به عتبات عالیات حمله خواهند کرد و جواب دندان‌شكني گرفته بودند.

اگر یادتان نمی‌آید تکفیری‌ها نیمی از سوریه را داشتند، نیمی از عراق را هم گذاشته بودند رویش و قوی‌تر می‌شدند. اما‌‌ همان گروهک تروریستی که جهان را به ترس انداخته بود، یک دفعه در مناطق حساس شکست خورد.

حصر آمرلی، شهر شیعه‌نشین که شکسته بود، از بغداد که دور شدند و در دروازه اربیل زمینگیر شدند. متن پیغام‌های تبریک جواد ظریف و رئیس‌جمهور ایران در شکست حصرآمرلی نشان می‌داد چه اتفاق بزرگی در حال رخ دادن است.

در داخل عراق که همه می‌دانستند چه کسی و با چه دستوری در حال فعالیت است. خارج از عراق هم کم‌کم فهمیدند نقش ایران به چه اندازه در کنترل گروهک‌های تندرو در منطقه بزرگ است.

ایران به صورت استراتژیک با فرماندهی نیروی قدس بلایی سر تکفیری‌ها آورد که صدای تحسین همه بلند شد. آمریکایی‌ها از نقش اول بودن ایران در شکست تروریست‌ها حرف زدند و ایران را فرمانده استراتژیک این پیروزی دانستند.

این پیروزی ایران درعراق یک چهره ویژه داشت؛ سردار قاسم سلیمانی. وقتی در موردش حرف می‌زند، به هیجان می‌آید: «یک دفعه دیدم جلویم آقای سلیمانی است.» او برای تشییع‌جنازه محسن حکیم از سفارت عراق بیرون آمده و در مسیر بلوار کشاورز یک دفعه سردار را دیده.

قاسم سلیمانی را «حاجی» صدا می‌کند و وقتی از شجاعتش تعریف می‌کند، به هیجان می‌آید: «فقط دونفر همراهش بودند. صدا کردم حاجی، دیدم خودش است. فقط با دونفر آمده بود.» ناظم دباغ نماینده حکومت اقلیم کردستان در ایران، با ۴ محافظ در مراسم شرکت کرده بوده و ناگهان با فرمانده سپاه قدس مواجه شده.

او از حاضر بودن سردار آن هم با دو محافظ در مراسم تدفین آقای حکیم تعجب کرده: «من امنیت تهران را می‌شناسم. بار‌ها دیده‌ام که مقامات ایرانی فقط با ۳ماشین در سطح شهر حرکت می‌کنند و بعضی وقت‌ها حدس می‌زنم که این تیم اسکورت ممکن است مربوط به چه کسی باشد.

حتی بعضی از مسوولان راحت با پراید و پژو این طرف و آن طرف می‌روند.» دباغ با این حرف‌ها می‌خواهد نشان دهد که از امنیت تهران باخبر است. اما مراسم تشییع حکیم با حضور هزاران عراقی می‌توانسته بسیارخطرناک باشد: «اینها یک معنی دارد. او از خودش و خدای خودش مطمئن است.حاجی آرامش قلبی دارد.»

نماینده کردستان عراق در ایران تعریف می‌کند که به خاطر امنیت جان سردار سلیمانی هم که شده، از محافظانش خواسته یک حلقه دور سردار سلیمانی تشکیل دهند که خدای ناکرده اتفاقی برایش نیفتد.

ناظم دباغ یک مقام مهم در کردستان عراق است. شخصی که سال‌ها با ایران و سردار سلیمانی در ارتباط بوده و زیاد در مورد سردار سلیمانی می‌داند: «کل دنیا، بین‌المللی، آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی به دنبالش هستند.البته نمی‌خواهند حالش را بپرسند. آنها به دنبال انتقام هستند.» تصویر سردار نترس شجاع را ناظم دباغ ترسیم می‌کند. مصاحبه او در مورد شخصیت سردار را می‌توانید در صفحه آخر پرونده بخوانید، اما قبل از شروع هرچیز باید بدانید شما در مورد سردار سلیمانی می‌خوانید. مردی که دوست و دشمن تحسینش می‌کنند.

۵۸ سالش است. روستای کوهستانی راورکرمان جایی است که به دنیا آمده. ۱۲ سالگی تحصیلات پنج ساله دبستان را تمام و درس خواندن را‌‌ رها کرده.

سردار ۲۳ سال قبل دیپلمش را گرفته اما از آن روز تا همین امروز کسی خبر ندارد مدرک تحصیلی سردار چیست. اولین کار قاسم سلیمانی بنایی بوده، در ۱۲ سالگی که کسی بنا نمی‌شود؛ لابد او از کارگری ساختمان شروع کرده و بعد در سازمان آب کرمان مشغول شده.

اینها همه مربوط به قبل از انقلاب است،‌‌ همان روزهایی که جوان ۱۶، ۱۷ ساله کرمانی فعالیت‌های انقلابی هم داشته. انقلاب که شد، همچنان در سازمان آب کار می‌کرد. اما جنگ داستان زندگی قاسم سلیمانی را یک‌جور دیگر نوشت، جنگی که در ۲۲ سالگی‌اش شروع کرده و هنوز هم به پایان نرسیده.

فرماندهی بسیجی‌های کرمانی در جنگ و بعد فرماندهی لشگر۴۱ثارالله قسمتی از کارنامه‌اش است. جنگ که تمام شد، او به کرمان آمد و مقابله با اشرار و قاچاقچی‌های شرق کشور را سامان داد. امنیت مرز‌ها در روزهای پس از جنگ موفقیتی بود که لشگر۴۱ ثارالله به فرماندهی قاسم سلیمانی به دست آورد.

نقل‌ها از اینجایش امنیتی می‌شود. بعد از آن (چندسالش چه فرقی می‌کند؟) او به سپاه قدس رفت و بعد فرمانده‌اش شد. فرمانده‌ای که روزگار دشمنان ایران را سیاه کرده. او حافظ منافع ایران است. این را همه می‌گویند. ناظم دباغ هم تایید می‌کند که «حاجی همیشه منافع ایران را بر همه چیز ترجیح می‌دهد و حواسش هست که منافع متحدان ایران هم به خطر نیفتد.» در مورد اتفاقات، لبنان، فلسطین، سوریه و عراق نقل‌های بسیار زیادی در مورد قاسم سلیمانی وجود دارد.

اما همین‌قدر بدانید که این‌قدر آمریکا را کلافه کرده که طرح ترورش را بررسی کنند. خارج از ایران همه او را فرمانده منطقه می‌دانند.

حاج قاسم سلیمانی، سردار سایه‌ها، مرد بدون سایه و… هیچ فرقی نمی‌کند. او را به هر شکل و تصویری که می‌شناسید، باید یک بار دیگر دانسته‌هایتان را مرور کنید. او‌‌ همان‌قدر که درجنگ و نابود کردن دشمنان ایران سریع و معجزه‌آسا عمل می‌کند، برای فرزندان دوستانش مهربان است.

او برخی اوقات به دیدارشان می‌رود. فرزندان شهدای جنگ که امروز به مرز جوانی و پختگی رسیدند، همه خاطرات جالبی از سردار سلیمانی دارند. اتفاقا انتشار عکس فرزند عماد مغنیه در مراسم ختم مادر حاج قاسم هم نشانگر همین ماجرا بود.‌‌

همان عکسی که کلی هم جنجال درست کرد. سردار سلیمانی رابطه بسیار خوبی با فرزندان چند شهید دارد. خیلی‌ها رابطه پدرانه و صمیمی‌اش را با فرزندان شهدا دیده‌اند و نقل هم می‌کنند.

می‌گویند به یاد پدران، پسران را می‌بیند و دقایق زیادی برایشان وقت می‌گذارد. سردار با همه مشغله‌ای که دارد. یک جا بند نمی‌شود. این را همه می‌دانند.

شب در عراق است، صبح به دیدار جانبازی می‌رود که مدالش را تقدیمش کرده و بعدازظهر دوباره به عراق برمی‌گردد. او یک مامور ویژه است با روحیه‌ای آرام، مهربان با فرزندان شهدا، شجاع و حافظ منافع ملی.

عكس هايي ار سردار سليماني در عراق و سوريه

 

 

 

———————————————————–

علی شمخانیدبير شوراي عالي امنيت ملي :
 
علي شمعخاني در سال ۱۳۳۴ در شهر اهواز دیده به جهان گشود.

وی علاوه بر طی دوره دانشکده‌های عالی فرماندهی و ستاد (دافوس) و استراتژیک نظامی دارای دانشنامه مهندسی از دانشگاه چمران اهواز و مدرک کارشناسی ارشد مدیریت می‌باشد.

شمخانی مؤلف نخستین دکترین استراتژی دریایی جمهوری اسلامی ایران و همچنین دکترین تطبیق استراتژی آمریکا و شوروی سابق می‌باشد.

علی شمخانی یک سال پس از پایان جنگ تحمیلی (۱۳۶۸)، با حکم فرماندهی کل قوا؛ ضمن انتقال از سپاه پاسداران به ارتش جمهوری اسلامی ایران، فرماندهی نیروی دریایی ارتش را بر عهده گرفت.

شمخانی چند ماه پس از تصدی فرماندهی نیروی دریایی ارتش، در اجرای راهبرد جدید دریایی جمهوری اسلامی ایران، فرماندهی مشترک نیروی دریایی ارتش و سپاه و قرارگاه دریایی خاتم الانبیا را عهده‌دار شد.

علی شمخانی در هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران شرکت کرد اما از سید محمد خاتمی شکست خورد و پس از خاتمی و احمد توکلی در رتبه سوم قرار گرفت. در زمان کابینه دوم خاتمی نیز دوباره به سمت وزارت دفاع منصوب شد.

علی شمخانی اولین وزیر ایرانی است که به دلیل نقش برجسته‌ای که در طراحی و اجرای سیاست تنش‌زدائی و توسعه روابط با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به عهده داشت، بالاترین نشان دولتی (مدال عبدالعزیز) را از پادشاه عربستان سعودی دریافت کرد.

وی ۱۹ شهریور سال ۱۳۹۲ از سوی دکتر حسن روحانی رییس جمهور وقت به سمت دبیر شورای عالی امنیت منصوب و جایگزین سعید جلیلی شد.

برخی از سوابق و مسئولیت‌های علی شمخانی:

  • فرماندهی سپاه خوزستان در هشت سال دفاع مقدس
  • انتقال به نیروی دریایی ارتش با دریافت درجه دریاداری (سرتیپی) و انتصاب به فرماندهی آن با حکم فرمانده کل قوا
  • فرماندهی نیروی دریایی سپاه به طور همزمان با فرماندهی نیروی دریایی ارتش با حکم فرمانده کل قوا
  • وزیر دفاع دولت خاتمی
  • دریافت درجه دریابانی (سرلشگری) از سوی فرمانده کل قوا در سال ۱۳۷۸
  • کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری
  • رئیس مرکز مطالعات راهبردی نیروهای مسلح
  • عضو شورای راهبردی روابط خارجی ایران
  • دبیر شورای عالي امنیت ملی